موضوعات
آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان
گنجینه ی ادب پارسی در این فصل عطش تنها تو را من چشم در راهم بیا ای ابر باران زا تو را من چشم در راهم شبی سرد است و طوفانی و این را خوب می دانی که تا خورشید تا فردا تو را من در چشم در راهم در آن جا آسمان با چشمهایت جشن می گیرد در این جا روزها شب ها تو را من در چشم در راهم دل من عاقبت در حسرت پرواز می میرد پرستو را کبوتر را تو را من در چشم در راهم نظرات شما عزیزان: شنبه 13 اسفند 1390برچسب:, :: 11:2 :: نويسنده : بهمن خسروجردی
![]() ![]() |